آبزیستان ABZISTAN

وبلاگ آبزی پروری و علوم زیستی

آبزیستان ABZISTAN

وبلاگ آبزی پروری و علوم زیستی

آبزیستان                  ABZISTAN

سلام بر همگی. علی قوام پور هستم، دانش آموخته اکولوژی دریا در مقطع دکتری، تا حدودی فعال در زمینه تکثیر و پرورش آبزیان (به ویژه میگو)، به تازگی (از ابتدای سال 1404) بازنشسته شیلات و بیش از سی سال علاقمند به زمینه های مختلف صنعت آبزی پروری و البته در کنارش، علوم انسانی. این ملغمه رو بذارید در کنار لیسانس ژنتیک و فوق لیسانس بیوشیمی تا دیگه اصلا تعجب نکنید. ولی در این رسانه ، تلاش دارم ، روش های بهینه مدیریت آبزی پروری و مبانی این صنعت را ارائه و ایده های نوین را معرفی کنم. گاه گداری هم دلنوشته ای تا به سنت وبلاگ نویسی پایبند مونده باشم. امیدوارم مطالب وبلاگ آبزیستان مورد پسند بازدیدکنندگان محترم واقع بشه. ضمنا همینجا باید اعلام کنم که این وبلاگ، شخصی و مستقله و به هیچ شرکت و وبسایتی وابسته نیست. اینو عرض کردم تا حساب مطالب منتشر شده در اینجا رو از وبسایت هایی که به نام آبزیستان الی ما شاءالله این روزها در اینترنت مشاهده میفرمایید جدا کرده باشم. پاینده باشید

بایگانی

۲۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پرورش میگو» ثبت شده است

کاربرد اینبریدینگ در اصلاح نژاد

دوشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۴۷ ب.ظ

                                                          

نمیدونم بحث های مربوط به اصلاح نژاد میگو در این وبلاگ چقدربازخورد مثبت (و یا احتمالاً منفی)داشته ولی فکر میکنم الان که جمع آوری مولدین میگو برای سال آینده انجام شده،مطرح شدن مطالبی از  این دست زیاد "ساز خارج" نباشه.

مطلبی که در این پست و پست های آینده بحضورتون ارائه میکنم، ترجمه و خلاصه شده یکی از فصل های  کتابی است که فائو در سال 1999 منتشر کرده و موضوعش  مدیریت مولد سازی آبزیانه و متأسفانه علیرغم اهمیتش کمتر برای ترجمه مورد توجه قرار گرفته ، یا حداقل ترجمه اش به دست من نرسیده.امیدوارم به لحاظ دانش ژنتیک و فن ترجمه شرمنده اساتید نشم و بتونم حق مطلب رو ادا کنم.هرچند همونطور که عرض شد این مطلب خلاصه شده مطالب فصل مذکور بوده که بحضورتون تقدیم میشه: 

 پرورش دهندگان و یا تکثیر کنندگانی که قصد مدیریت ژنتیکی برذخیره مولدین  خود را دارند باید به این نکته واقف باشند که چگونه می توان از خویشآمیزی (Inbreeding)در جهت بهبود تولید و یا افزایش سوددهی بهره جست.

خویشآمیزی یکی از سه روش اصلی در اصلاح نژاد سنتی است که قرن هاست توسط کشاورزان و دامپروران مورد استفاده قرار گرفته است.هرچنداهمیت این شیوه،به اندازه دو روش دیگر(آمیخته گری یاCrossbreeding و آمیزش انتخابیSelective breeding)نیست اما ، نقش ویژه ای در اصلاح صفات تولیدی در گیاهان ،دام و سایر موجودات آزمایشگاهی داشته است.بخصوص در تولید جانوران آزمایشگاهی نظیر موش و خوکچه با خلوص ژنتیکی بالا،روش خویشآمیزی ،تکنیک انتخابی خواهد بود.

در آبزیان بواسطه همآوری و تنوع بالا ،میتوان از خویشآمیزی  به مراتب بیش از سایر جانوران پرورشی بهره برد چرا که در اینگونه موارد توانائی  اصلاحگردر انتخاب مولدین بر اساس صفات مختلف و انتخاب تعداد بیشتر مولدین بسیار افزایش می یابد.

اصلاحگران اعم ازتکثیر کننده و یا پرورش دهنده برای آنکه قادر باشند از خویشآمیزی در جهت افزایش تولید خود بهره گیرند می بایست ابتدا بدانند خویشآمیزی چیست و چگونه عمل میکند.

در این مطلب و مطالب آتی،امکان استفاده از اینبریدینگ در اصلاح نژاد آبزیان و روش ترکیب این شیوه با آمیخته گری و انتخاب جهت افزایش رشد و سایر فنوتیپ های مطلوب توضیح داده خواهد شد.

معمولاً در طراحی برنامه های اصلاح نژاد ،از اینبریدینگ (خویشآمیزی)پرهیز میشودچرا که این روش در حقیقت به مثابه شمشیری دو لبه است که استفاده نابجا و یا عدم توجه به عواقب آن ممکن است آسیب های غیر قابل جبرانی به محصول وارد نماید.اما بطور کلی میتوان گفت،اینبریدینگ زمانی مؤثر است و یا میتواند به عنوان روش انتخابی مطرح شود که در میان مولدین موجود،بعضی از آنها نسبت به سایرین برتری نشان داده و تعداد اینگونه مولدین و یا افراد مطلوب درجمعیت محدود باشد.در اینگونه موارد، اینبریدینگ برای تکرار این مطلوبیت اجتناب ناپذیر است چرا که تعداد نرهای اصلح در جمعیت محدود بوده و می بایست هریک با تعداد زیادی ماده آمیزش داده شود و از این طریق سهم حوضچه ژنی نرهای اصلح در جمعیت آتی افزایش خواهد یافت.البته چنانکه در مطالب قبل بیان شد ،هرچه تعداد نرهای آمیزش داده شده افزایش یابد،ضریب اینبریدینگ کاهش پیدا می کند.جدول مقایسه ای ذیل مربوط به آمیزش تعداد محدودی نر با 50 ماده است:

درصد اینبریدینگ

در نسل بعد

تعداد نر آمیزش داده شده

با 50 قطعه مولد ماده

12.75%

1

6.5%

2

4.42%

3

3.38%

4

2.75%

5

این ضرایب از فرمول زیر حاصل شده است:

(.F=1/8(Males No.)+1/8(Females No

بخش دوم : 

 لاین بریدینگ (آمیزش دودمانی)

لاین بریدینگ نوعی خویشآمیزی است  که در آن ،فرد با یکی از والدین یا اجدادش آمیزش داده می شود.به شکل سنتی ،در برنامه های اصلاح نژاد دام ،تنها لاین بریدینگ را در خصوص آمیزش نر با والدین یا اجداد در نظر می گیرند به این دلیل که طول دوره بارداری اغلب طولانی و همآوری پائین است اما در آبزی پروری ،اصلاحگران قادرند هردو جنس ماده و نر را در لاین بریدینگ دخیل نمایند.

آمیزش دودمانی در مواردی استفاده می شود که اصلاحگر قصد داشته باشد سهم یکی از لاین های جمعیت را در نسل های بعدی افزایش دهد.حتی در مواردی که بیم ضعف ناشی از خویشآمیزی در جمعیتی موجود باشد باز می توان با لاین بریدینگ جهت حفظ صفات مطلوب اقدام نمود.

لازم است در مورد ضریب اینبریدینگ (خویشآمیزی)این نکته یادآوری شود که این ضریب،پارامتری در توصیف جمعیت (و نه افراد)شمرده می شود و نشاندهنده تفاوت میانگین رکورد یک جمعیت در خصوص صفتی خاص با جمعیت شاهد(فاقد خویشآمیزی) می باشد.از این رو حتی در جوامع حاصل از خویشآمیزی نیز میتوان با انتخاب افراد اصلح و انجام آمیزش دودمانی موجب اصلاح میانگین جمعیت نتاج گردید به شرطی که در این آمیزش ،اصلاحگر تنها فراد برتر را مورد استفاده قرار دهد(آمیزش انتخابی و اینبریدینگ).

بطور معمول سهم ژنوم هر فرد در نسل بعد 50%،در دو نسل بعد 25%و در سه نسل بعد 12.5% است اما لاین بریدینگ موجب می شود این سهم در نسلهای بعد ارتقاء یابد:

 نمودار زیر مربوط به آمیزشی معمولی بدون لاین بریدینگ است.بر اساس این نمودار،فرد G حاوی 12.5 درصد از ژنوم A  میباشد.

اما در نمودار زیر،که در آن درجه بالائی از لاین بریدینگ نمایش داده شده ،سهم ژنوم A در فرد G حدود 93 درصد(92.75%)است.

اگر در طول برنامه اصلاح نژاد ،تنها یک یا دو بار از لاین بریدینگ استفاده شود ،لاین بریدینگ  از درجه متوسط و اگر در تمام نسل ها این نوع آمیزش صورت گیرد درجه بالا محسوب خواهد شد.در این حالت(درجه بالا) ،پس از سه نسل،زاده ها شباهت فراوانی با لاین اجدادی خواهند داشت.

یکی از اقداماتی که در راستای مولد سازی میگو گونه وانامی در سال 89در شیلات استان خوزستان انجام شد،نگهداری تعدادی از پیش مولدین یکساله در استخر مولد سازی برای تکثیر در سال 90 بود.به عبارتی تهیه مولدین دوساله جهت لاین بریدینگ.اینکار از همان ابتدابا مخالفتهای زیادی منجمله از سوی  تکثیر کنندگان روبرو شد.البته عمده این مخالفتها بر این اعتقاد استوار بود که عمر مفید میگو دوسال است ومولدین دوساله قادر به تولید مثل نخواهند بود.به هرحال مولدین تا سال 90 نگهداری شده و در این سال ابتدا تعدادی اندک از آنها به تکثیر کنندگان تحویل شد و با مشاهده تولید بسیار مطلوب،تقاضای کارگاههابرای دریافت مولد دوساله افزایش یافت تا جائیکه مدیران تکثیر به دلیل وزن بالا و همآوری مطلوبتر مولدین دوساله درکنار آداپتاسیون سریعتر این مولدین با شرایط کارگاههای تکثیر بیشتر متقاضی این نوع مولد  بودند.اما این مسئله باید تداوم پیدا می کرد تا اولاً مشخص شود عمر مفید میگو چند سال است ،ثانیاً امکان لاین بریدینگ در نسلهای بیشتری فراهم گرددو ثالثاًتکرارپذیری صفات مطلوب در انواع آمیزش ها و با مولدین گوناگون مقایسه شود.

  • ali ghavampour

تکنولوژی Taeration

دوشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۴۲ ب.ظ

چندی در گروه SHRIMPدرسایت یاهو،ایمیلی فرستاده شده بود با عنوان Taeration.

این تکنولوژی(که توسط شرکت AIA در فلوریدا معرفی شده)نوعی هوادهی سیستم های آبزی پروریه که در اشل کوچکتر در آکواریوم های معمولی استفاده میشه و کار مهم این شرکت ( AIA)  تطابق تکنیک موجود برای استفاده در مقیاسهای بزرگتر بوده.اگربه تصویر زیر توجه کنید این مطلب روشنتر میشه:

در حقیقت این سیستم ازهمون فیلترهای معمولی آکواریوم (که به عنوان Liquid Filter هم معروف هستند)الهام گرفته که با جذب ذرات ریز معلق در آب و پمپاژ دوباره مخلوط آب و هوا،هم ستون آب رو تمیز میکنه و هم بواسطه تولید حبابهای ریز هوا،انتشار اکسیژن رو در آب بهبود میبخشه.منتها در اینجا دیگه فیلتراسیون انجام نمیشه و فقط هوادهی صورت میگیره.

شرکت سازنده ،راندمان اکسیژن دهی آب رو توسط این سیستم بالاتر از انواع دیگر هوادهی ،حتی سیستم لوله های تراوا معرفی کرده. البته به نظر میرسه استفاده از این روش در مخازن نرسری و برود استوک کارائی و توجیه بیشتری نسبت به استخرهای بزرگتر داشته باشه.حتی دوستانی که در کارگاههای تکثیر خودشون (که غالباً هم برق دار هستند)مخازن نگهداری مولد دارن و میخوان گردش آب در مخازن برقرار کنن میتونن از این سیستم ابداعی الگو بگیرن.

  • ali ghavampour

تنظیم اسمزی در میگو

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۵۹ ب.ظ

نتیجه تصویری برای ‪shrimp physiology diwan‬‏

جزوه ای که متن آن در لینک ذیل قرارداده شده ، ترجمه فصل دوم از کتاب فیزیولوژی میگوی سفید هندی به قلم آقای Diwan است . مطالعه این جزوه را به علاقمندان به مبحث فیزیولوژی میگوهای پرورشی توصیه می کنم .

لینک دانلود

  • ali ghavampour

تاریخچه پرورش میگو در تایلند

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۳۹ ب.ظ
  • ali ghavampour

کشور ایران ،صنعت پرورش میگو را بصورت تجاری،از دهه هفتاد شمسی(90 میلادی)آغاز نمود.در آن سال ها یکی از محافظه کارانه ترین سیستم های پرورش،سیستم نیمه متراکم بود که در کنار توجیه اقتصادی مطلوب تر نسبت به روش گسترده(Extensive)،نیم نگاهی نیز به سهولت در مدیریت پرورش نسبت به سامانه های متراکم (Intensive)و فوق متراکم(Super Intensive) که در آن سالها تقریباً در ابتدای مسیر خود بوده و تعداد معدودی مزارع به شیوه هایی از این دست تولید می نمودند، داشت.ایران نیز طراحی سامانه پرورش میگو خود را بر همین اساس قرار داد (هرچند از چند سال پیش تاکنون به زحمت بتوان تعریف قابل قبولی برای روش تولید در کشور ارائه کرد).حتی اکنون نیز اغلب کشورهای آمریکای جنوبی،در پرورش میگو ، تابع سیستم نیمه متراکم می باشند.

کتابچه راهنمایی که  لینک دانلود آندر ذیل، قرار داده شده است ،راهنمای کاربردی سیستم نیمه متراکم در پرورش میگو می باشد که توسط  خوزه ویلالون از دانشگاه کشاورزی و علوم دریایی تگزاس در همان سالهای بدو ورود ایران به جرگه تولید کنندگان میگو نگاشته شده و مناسب بازدید کنندگان و دوستان عزیزی است که قصد دارند در خصوص  اصول اولیه پرورش میگو آگاهی و آشنایی لازم را کسب نمایند.امیدوارم مورد توجه واقع گردد.

لینک دانلود


  • ali ghavampour

کاربرد جدیدی برای سینی های غذادهی

شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۵۲ ب.ظ

تصویر فوق اواخر سال 2013در یکی از شماره های Aquaculture Asia Pacific منتشر شد.در این تصویر سیستمی توضیح داده شده که یکی از مزارع پرورش میگو در رایونگ تایلند از اون در مدیریت و پیشگیری از بیماریها استفاده می کنه.

سیستم فوق مبتنی بر این فرضه که میگوهای در حال پوست اندازی تمایل دارند به ناحیه ای برن که از میگوهای قویتر ،که معمولاً در ناحیه غذادهی پرسه می زنند  در امان باشن. به همین علت نوار حاشیه ای بین منطقه تجمع لجن(Sludge zone) که بطور معمول شرایط نامطلوبی داره و ناحیه غذادهی (Feeding zone) رو برای خودشون انتخاب می کنن( این نواحی مجزا در استخرهایی که گردش آب توسط دستگاه های هواده اعمال میشه بوجود میاد). 

مدیران مزرعه رایونگ، تعداد سه عدد سینی رو در همین نوار حاشیه ای قرار می دن.اسم این سینی ها رو هم ،سینی های  ICU که احتمالاً مخفف Intensive Care Units هست(و بطور معمول به مخازن یا استخرهای مراقبت ویژه از لاروها یا میگوهای ضعیف گفته می شه) گذاشته اند.

به این ترتیب ، در زمانهای نزدیک به پوست اندازی تجمعی و یا بر اساس بیومتری ،غذا رو با مواد جاذب و ویتامین C مخلوط می کنن و در سینی ها (از جمله همین ICU ها) قرار می دن تا میگوها اعم از ضعیف و قوی رو بتونن به سینی ها جذب کنن(و مسلماً میگوهای قویتر ابتدا به سینی های واقع در منطقه غذادهی سرکشی می کنن).میگوهایی که از سینی های ICU نمونه برداری می شن مورد بررسی ظاهری و آزمایشگاهی قرار می گیرن تا اگر موردی مشاهده شد مدیر مزرعه فرصت داشته باشه در برابر بحران احتمالی عکس العمل مقتضی نشون بده.

البته باید در نظر داشت ،پارامترهای آب حتی در نواحی قرارگیری سینی های ICU هم نباید در محدوده خطرناک قرار داشته باشه.

  • ali ghavampour

مروری بر بیماری مرگ زود رس

شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۴ ق.ظ

تصویر مرتبط

این روزها مباحث مرتبط با بیماری مرگ زودرس یا نکروز حاد هپاتوپانکرآس میگو به بحث روز در محافل میگوپروران مبدّل گردیده است.با اینحال (شاید به واسطه ماهیت صنعت) غالب جلسات و کارگاه های آموزشی برگزار شده ،به نوع بروز بیماری،اپیدمیولوژی و روش های پیشگیری از آن اختصاص داشته و کمتر به عامل ایجاد کننده پرداخته شده است. حال آنکه به نظر می رسد شناخت دقیق تر عامل بروز این بیماری ،به ویژه اکولوژی آن،میدان دید وسیع تری پیش روی  دست اندرکاران صنعت خواهد گشود تا بر اساس این شناخت،پروسه پیشگیری و روش های ایمنی زیستی را درک و اجرا نمایند.

در این مطلب تلاش شده ،تمرکز ویژه بر ماهیت عامل بروز بیماری مرگ زودرس میگو اعمال گردیده و چگونگی بروز بیماری مورد بحث واقع شود.

ویبریو پاراهمولیتیکوس از جنس ویبریو و خانواده ویبریوناسه، همچون سایر گونه های ویبریو، گونه ای شوری دوست است که در آبهای شور ساحلی ،آب دریا و خور ونیز بستر این اکوسیستم ها یافت می شود.در ماه های گرم تابستان جمعیت این باکتری افزایش می یابد.

نقش یک سویه از باکتری ویبریو پاراهمولیتیکوس در شیوع بیماری مسمومیت غذایی در آمریکا،فرانسه،شیلی،ژاپن،کره،لائوس،موزامبیک ،پرو،روسیه،اسپانیا،تایوان و به ویژه  کشورهای شرق دور نظیر تایلند،هند و بنگلادش که خوردن غذای خام دریایی بیشتر رایج می باشد،محرز گردیده است.

نخستین مورد مسمومیت خوراکی توسط ویبریو پاراهمولیتیکوس از ژاپن در 1950 بود که خوردن  ساردین نیمه خشک آلوده سبب بروز بیماری گوارشی(شبیه اسهال) در 272 نفر و مرگ 20 تن گردید.در آمریکا نیز مسمومیت ناشی از باکتری پاراهمولیتیکوس گزارش شده است.به عنوان مثال خوردن گوشت خرچنگ آلوده به این عامل بیماریزا در سال 1971 باعث بروز عفونت گوارشی حاد شد.

میزبان های این باکتری،انسان،ماهی ،صدف خوراکی،ماهی مرکب ، هشت پا،میگو و خرچنگ می باشند.

چنانکه گفته شد ،برای زنده ماندن و رشد این باکتری،وجود آب شور اهمیت حیاتی دارد(و به همین دلیل نیز یکی از راه های مهار بیماریزایی این باکتری،شیرین تر نمودن آب استخر پرورش می باشد).هرچند تکثیر ویبریو پاراهمولیتیکوس در شوری 5 تا 100 پی پی تی گزارش شده ولی محدوده مناسب شوری برای این عامل بیماریزا بین 10 تا 30 گرم در لیتر عنوان گردیده است.این باکتری در فصل زمستان در بستر به حیات خود ادامه داده و پس از افزایش دما به بیش از 15 درجه سانتیگراد مجدداً تکثیر را از سر می گیرد.ویبریوپاراهمولیتیکوس نسبت به یونهای فلزی بسیار مقاوم است.وقتی این میکروب را در معرض شرایط بحرانی مثل گرسنگی بیش از 12 روز و یا نوسان دما در حدود 4 درجه سانتیگراد قرار دهیم ،باکتری به شکل زنده اما فاقد توانایی تکثیر  ،تبدیل می شود.

از میان داروهای رایج ،باکتری ویبریو پاراهمولیتیکوس، نسبت به آنتی بیوتیک هایی نظیر اریترومایسین، داکسی سایکلین،سیپروفلاکسازین، تتراسیکلین، سفتریاکسون و کلرامفنیکل حساس بوده و در مقابل پنی سیلین،آمپی سیلین،جنتا مایسین و استرپتومایسین مقاومت نشان می دهد. علاوه بر این پاک کننده هایی همچون آب ژاول(وایتکس) 1% ، اتانول(الکل طبی) 70% و در نهایت فرمالدئید 2% قادر به حذف این باکتری می باشند.

این باکتری بسیار نسبت به حرارت آسیب پذیر و حساس است به طوریکه با قرار گرفتن در دمای 48 تا 50 درجه سانتیگراد ظرف 5 دقیقه هیچ باکتری زنده ای در محیط کشت باقی نمی ماند. همچنین دمای 3 درجه سانتیگراد به مدت 7 روز، جمعیت باکتری را در غذاهای دریایی به زیر حد بیماریزا کاهش می دهد.اما به منظور حذف کامل این میکروب دمای 18 تا 24 درجه زیر صفر به مدت 15 تا 28 هفته توصیه شده است.اما قرار گرفتن سلول های باکتری در برابر فشار هیدروستاتیک بالا راهی مناسب برای تخریب ساختار باکتری است بدون اینکه ماهیت ماده خوراکی دستخوش تغییر گردد.

در محیط کشت آگار TCBS( Thio sulfate- Citrate- Bile salts- Sucrose agar محیط کشت اختصاصی برای گونه های مختلف ویبریو بویژه ویبریو پاراهمولیتیکوس) ،کلنی های این باکتری به دو رنگ زرد و سبز بروز می کنند که رنگ زرد،غیر بیماریزا و سبز بیماریزاست.

تصویر مرتبط

پیش از بروز بیماری مرگ زود رس نیز آلودگی ویبریو پاراهمولیتیکوس در میان لاروهای میگو در گونه های مختلف اثبات شده و در حال حاضر نیز تقریباً تمامی محققین بر این باورند که در تمامی نمونه های کشت میکروبی تهیه شده از کارگاه های تکثیر لارو میگو،میتوان وجود این باکتری در محیط را اثبات نمود.با اینحال گفته می شود ،سویه ای  از این باکتری که سندروم مرگ زود رس را ایجاد میکند،یک تفاوت اساسی با سویه های دیگر دارد و آن ،آلودگی توسط باکتریوفاژی است که ساختار ژنی باکتری را تغییر داده به نحوی که ویبریو پاراهمولیتیکوس ایجاد شده،دیگر از نظر ژنی،با سایر سویه های ویبریو پاراهمولیتیکوس مغایر است.این تغییر به شکلی است که سویه جدید را قادر به تولید سمّی می کند که میگو را از پای در می آورد.

باکتریوفاژ ها ،ویروس هایی هستند که وارد باکتری شده و به اصطلاح این موجود را "بیمار" می کنند.انواع مختلف و شناخته شده ای از باکتریوفاژها در بیماری های انسان،دام ،طیور و آبزیان وجود دارد.بر اساس تحقیقاتی که صورت گرفته ادعا می شود که روزانه 20 تا 40 درصد از پروکاریوت ها توسط باکتریوفاژها از بین  رفته و بخش عمده ای از ویروس ها را باکتریوفاژها تشکیل می دهند(کارونا ساگار-2013).

مکانیسم عمل باکتریوفاژها به دو صورت است :

1-     لیزوژنیک

2-     لیتیک

در حالت لیزوژنیک ،ویروس پس از ورود به باکتری و آلوده ساختن آن، ماده وراثتی خود را وارد ژنوم باکتری می نماید که به آن پروفاژ اطلاق می گردد.به این ترتیب ،باکتری در حین تکثیر،بطور خودکار ،ماده وراثتی ویروس(باکتریوفاژ)را نیز تکثیر نموده و به بیان ساده تر،ویروس را نیز تکثیر می کند.این روند تا چند نسل ادامه پیدا می کند تا اینکه بواسطه یک تحریک، فاژ وارد چرخه لیتیک می گردد.در این فرآیند ،ژنوم ویروس از ژنوم باکتری جدا شده و شروع به سنتز اجزاء ویروس می کند تا نهایتاً باکتری را تخریب کرده و ویروس های تولید شده از درون باکتری آزاد می شوند.

تصویر بالا مربوط به تخریب یک باکتری توسط فاژلیتیک است.

در خصوص بیماری نکروز حاد هپاتوپانکرآس یا مرگ زودرس میگو نیز ، باکتری ویبریو پاراهمولیتیکوس توسط یک باکتریوفاژ از گروه ویروس های میو ویریده (Myoviridae)   آلوده شده و ژنوم این دو عامل بیماریزا با یکدیگر ادغام می گردد(چرخه لیزوژنیک)که برآیند این ادغام توانایی تولید سم منجر به بروز بیماری مرگ زودرس خواهد بود..با اینحال اتفاق دیگری نیز برای بروز بیماری مرگ زود رس لازم است و آن، رسیدن تعداد باکتری ها به حد نصابی برای تولید سم است.این وضعیت را در میکروبیولوژی Quorum Sensing می گویند که مفهوم آن این است که تحریک ،وابسته به تراکم جمعیت باکتری است.همین وضعیت در بیماری مرگ زود رس ،سبب گردیده تا استفاده از پروبیوتیک ها به منظور جلوگیری از رسیدن جمعیت به حد نصاب لازم (برای ایجاد Quorum Sensing) توسط محققین پیشنهاد شود.بر اساس گزارش فائو ، سویه ای از باکتری ویبریوپاراهمولیتیکوس که موجد بیماری مرگ زود رس است ،نسبت به اغلب آنتی بیوتیک های رایج در آبزی پروری مقاومت نشان داده است از این رو بیشتر بر کنترل این عامل بیماریزا با استفاده از پروبیوتیک ها تأکید می گردد.

لینک دانلود نسخه قابل چاپ


  • ali ghavampour

واکسیناسیون در میگوهای پرورشی

شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۳۰ ق.ظ

نتیجه تصویری برای ‪shrimp vaccination‬‏

تا چند سال پیش ،امکان واکسیناسیون در میگوهای پرورشی به دلیل نوع سیستم ایمنی این جانوران و عدم برخورداری از سلول های حافظه ای تقریباً غیر ممکن فرض می شد.اما اهمیت پیشگیری از بیماریها در صنعت پرورش میگو از یک سو و پیشرفتهایی که در زمینه های تحقیقات بیوتکنولوژی ظرف سالهای اخیرحاصل شده از سوی دیگر ،بارقه هایی از امید را در این زمینه متبلورساخته است.مقاله ای که در لینک زیر مشاهده میکنید خلاصه ای است از پیشرفت هایی که در خصوص واکسیناسیون میگو حاصل گردیده .امیدوارم مورد توجه قرار گیرد:

لینک دانلود

  • ali ghavampour

این مطلب رو قدیم تر ها ، وقتی هنوز در خوزستان بودم ، در آبزیستان قدیمی نوشتم . اما هنوز هم گویا تاریخ مرتبا برای ما تکرار می شه . این بود که احساس کردم باز هم جا و بهانه ای برای انتشارش هست : 

نتیجه تصویری برای شواردنادزه

بعد از سفرمعروف  ادواردشواردنادزه  وزیر امور خارجه شوروی سابق به ایران ، مطلب طنزی دهان به دهان می گشت و از قول ایشون ( با ورژن های مختلف) بخصوص در جمع های دانشجویی ( که همیشه خدا به همه چیزمعترضند )  نقل می شد که یکی از مواردش به این مضمون بود:  شواردنادزه پس از بازگشت به  شوروی به اطرافیانش می گه: من بعد از دیدن اوضاع ایران به خدا کاملا ایمان آوردم . مطمئنم که خدا وجود داره و خیلی هم قدرتمنده چرا که در غیر اینصورت با مسئولین و اوضاعی که من در ایران مشاهده کردم این کشور نبایستی دو روز هم دوام می آورد.

البته این روایت طنز بعدها در انتقاد به وضع مدیریت پس از جنگ بیشتر ساخته و پرداخته و به صورت های گوناگون تعریف شد .اما واقعیتش رو بخواهید ،قدرت لایزال الهی رو ، میشه با نمودی بارز ، در موارد زیادی (حتی در سایت های پرورش میگو هم ) مشاهده کرد.

اگر هر گبری به بعضی از مزارع پرورش  سر بزنه  در طرفه العینی شهادتین رو بر لب جاری می کنه و Not Only به وجود خدا But Also همچون شواردنادزه مرحوم به لایزال بودن قدرتش و اینکه گفته می شه " شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد" اعتقاد راسخ پیدا می کنه. به عبارتی مزارعی داریم که دارن با امدادهای غیبی مدیریت می شن و اگه یه لحظه این امدادها حذف بشه ، مزرعه و استخرهاش در معیّت میگو و اموال منقول و غیر منقولش محو شده و تنها خاکسترش (اونم صرفاً برای عبرت اولوالالباب و نه چیزی دیگه ) باقی می مونه.

اما از شوخی گذشته ، گویا بعد از تنها دو سه سال عدم بروز بیماری در سایت چوئبده ، برخی دوستان ( فرقی هم نمی کنه از جدیدالورودها گرفته تا قدیم الخروجهایی که همین اواخر، سایت رو به قدومشون متبرّک ساخته اند  ) دوباره فیلشون یاد هندوستان نموده و باز به این باور رسیده اند که چون به ظاهر "همه چی آرومه" پس میشه نتیجه گرفت که با شیوه های مدیریتی پیش از طوفان نوح ، ببخشید  بیماری لکه سفید  ، هم میگو را میتوان در مجتمع چوئبده پرورش داد و هم ککمون  نگزه...ایکاش واقعا اینجوری بود.ایکاش هنوز هم می شد پست لارو رو ریخت توی استخر و بدون دانش مسخره ، شنیع و بی مصرفی به نام مدیریت ، با غذای نگهداری شده در انباری که بیشتر به آب انبارهای متروکه  (مملو از مایعی متعفّن که روزی گویا آب بوده ) شباهت داره ، این موجود بی زبان و ناگزیر از موندن در اسارتی اینچنین رو تغذیه کرد. آخر الامر هم خروجی استخر رو کشید و میگوی هر کیلو معادل یک بشکه نفت از اون استخراج (ببخشید صید ) نمود.اما متأسفانه دیگه برای این خوش خیالیا یه اپسیلون تقریباً به اندازه 12 سال دیر شده و در این رهگذر همه چیز از عمر و جوانی گرفته تا سرمایه های کلان و از آبرو گرفته تا جان پرورش دهنده فدا شده تا این سر و شکل نیم بند مجتمع چوئبده ، اون هم به خون دل برپا بشه. به نظر می رسه یکی از مشکلات اصلی که فراروی راه اندازی سایت چوئبده قرار داره همین موضوع باشه که افرادی با باورهای غلط  ( که هرچه این باور ها  قدیمی تر ، به همان اندازه خطیر تر) به این مجموعه وارد شده و در چشم بر هم زدنی باز کل سایت رو بر باد فنا بدن. به همین لحاظ ، و با جدا نمودن حساب آن دسته از  بزرگوارانی که کاملا مطلع هستم که  الان هم (هرچند به دور از صحنه پرورش) ،  دائماً موضوعات مرتبط با پرورش میگوی  ایران و جهان رو دنبال نموده و علم خودشون رو به روز می کنند، از پرورش دهندگان واقعاً فعال سایت چوئبده تقاضا دارم نسبت به کوتاهی پرورش دهنده نما !!هایی (مثل تماشاگر نماها ) که در صورت تداوم شاهکارهاشون عنقریب رشته های همه دست اندرکاران رو پنبه خواهند کرد حساسیت نشون بدن و به هر زبونی ( زنده یا در حال احتضار فرق نمی کنه فقط اونا بفهمن) دوستان رو  به ابراز رحم و شفقت بیشتر نسبت به  سایت تشویق کنن و به اونا اطمینان بدن اگه دندون رو جیگر بذارن و  تا یکی دو ماه دیگه  که صید تموم بشه به خلق الله مهلت بدن بعدش  فرصت کافی دارن که وسط سایت ... ، اصلا هلیکوپتری بزنن  ...  .با تشکر

  • ali ghavampour

آیا مغز انسان تکامل یافته مغز میگوهاست ؟

جمعه, ۱۶ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۲ ب.ظ

نتیجه تصویری برای ‪human brain evolution shrimp brain‬‏

دانشمندان و محققین انگلیسی در موزه تاریخ طبیعی این کشور بحث داغی را در بررسی این نظریه آغاز کرده اند که "آیا منشأ تکامل مغز انسان و بسیاری دیگر از جانوران عالی  ، میگوهای نخستین بوده است ؟" .

این نظریه از آنجا شکل گرفت که در استان Yunnan  در چین  فسیل هایی مربوط به میگوهای نخستین که قدمت آنها به 520 میلیون سال می رسد یافت شده است.با توجه به اینکه تکامل مغز نیز از حدود 600 تا 700 میلیون سال قبل در جانوران شروع شده و این روند در طول سال ها 7 تا 11 انشعاب تکاملی پیدا نموده ، به نظر می رسد مغز میگوهای یافت شده در چین یکی از ریشه ای ترین اجزاء این مسیر تکاملی باشد و به همین دلیل دور از ذهن نیست که فکر کنیم مغز ما هم در مسیر تکامل خود ، به نوعی از مغز میگو منشعب گردیده است .

  • ali ghavampour