آبزیستان ABZISTAN

وبلاگ آبزی پروری و علوم زیستی

آبزیستان ABZISTAN

وبلاگ آبزی پروری و علوم زیستی

آبزیستان                  ABZISTAN

سلام بر همگی. علی قوام پور هستم، دانش آموخته اکولوژی دریا در مقطع دکتری، تا حدودی فعال در زمینه تکثیر و پرورش آبزیان (به ویژه میگو)، به تازگی (از ابتدای سال 1404) بازنشسته شیلات و بیش از سی سال علاقمند به زمینه های مختلف صنعت آبزی پروری و البته در کنارش، علوم انسانی. این ملغمه رو بذارید در کنار لیسانس ژنتیک و فوق لیسانس بیوشیمی تا دیگه اصلا تعجب نکنید. ولی در این رسانه ، تلاش دارم ، روش های بهینه مدیریت آبزی پروری و مبانی این صنعت را ارائه و ایده های نوین را معرفی کنم. گاه گداری هم دلنوشته ای تا به سنت وبلاگ نویسی پایبند مونده باشم. امیدوارم مطالب وبلاگ آبزیستان مورد پسند بازدیدکنندگان محترم واقع بشه. ضمنا همینجا باید اعلام کنم که این وبلاگ، شخصی و مستقله و به هیچ شرکت و وبسایتی وابسته نیست. اینو عرض کردم تا حساب مطالب منتشر شده در اینجا رو از وبسایت هایی که به نام آبزیستان الی ما شاءالله این روزها در اینترنت مشاهده میفرمایید جدا کرده باشم. پاینده باشید

بایگانی

۹ مطلب در آبان ۱۴۰۴ ثبت شده است

باکتری‌های MISO ضمن سم‌زدایی سولفید، از مواد معدنی حاوی آهن «تنفس» نموده و فرآیندی زیست شناختی را هدایت می‌کنند که چرخه‌های جهانی گوگرد، آهن و کربن را به هم مرتبط می سازد.

ساینس دیلی: میکروب‌هایی که با استفاده از آهن تنفس و از سولفید تغذیه می کنند، می‌توانند در سکوت، نجات بخش اقیانوس‌های روی زمین باشند.

محققان دانشگاه وین باکتری‌هایی از MISO (بر گرفته از نام نوعی چاشنی تخمیری در ژاپن) استخراج کرده اند که از مواد معدنی حاوی آهن برای اکسیداسیون سولفید ، ایجاد انرژی و تولید سولفات استفاده می نمایند. این فرآیند زیست شناختی، درک دانشمندان از چرخه‌های پذیرفته شده در جهان برای گوگرد و آهن را متحول کرده است. این میکروب‌ها با پیش گرفتن از واکنش‌های شیمیایی معمول، می‌توانند به جلوگیری از گسترش مناطق مرده اقیانوسی و حفظ تعادل اکولوژیک کمک کنند. یک تیم بین‌المللی تحقیقاتی به رهبری میکروبیولوژیست‌هایی در دانشگاه وین، نوع کاملاً جدیدی از متابولیسم میکروبی را کشف کرده‌اند. این میکروارگانیسم‌های تازه شناسایی‌شده که به عنوان باکتری‌های MISO شناخته می‌شوند، قادرند با اکسید کردن مواد سمّی سولفیدی ، از طریق مواد معدنی حاوی آهن "تنفس" کنند.

دانشمندان کشف کردند که واکنش بین سولفید هیدروژن - یک گاز سمی - و مواد معدنی جامد آهن نه تنها یک فرآیند شیمیایی، بلکه یک فرآیند بیولوژیکی نیز هست. در این مسیر تازه کشف شده، میکروب‌های سازگار که در رسوبات دریایی و خاک‌های تالاب زندگی می‌کنند، سولفید سمی را حذف کرده و از آن به عنوان منبع انرژی برای رشد استفاده می‌کنند. این باکتری‌ها همچنین ممکن است نقش مهمی در جلوگیری از گسترش "مناطق مرده" خالی از اکسیژن در اکوسیستم‌های آبی داشته باشند.

این دانشمندان کشف کرده اند که واکنش بین سولفید هیدروژن - یک گاز سمی - و مواد معدنی حاوی آهن در شکل جامد نه تنها یک فرآیند شیمیایی، بلکه فرآیندی بیولوژیک نیز هست. در این مسیر تازه کشف شده، میکروب‌های سازگار که در رسوبات دریایی و خاک‌های تالاب زندگی می‌کنند، سولفید سمی را حذف و از آن به عنوان منبع انرژی برای رشد استفاده می نمایند. این باکتری‌ها همچنین می توانند نقش مهمی در جلوگیری از گسترش "مناطق مرده" خالی از اکسیژن در اکوسیستم‌های آبی ایفا کنند.

این یافته‌ها اخیراً در مجله نیچر منتشر شده است.

میکروب‌هایی که از آهن برای از بین بردن سولفید سمی استفاده می‌کنند

در محیط‌های کم‌اکسیژن همچون رسوبات دریایی، تالاب‌ها و سفره‌های آب زیرزمینی، میکروب‌های خاصی سولفید هیدروژن که گازی بدبو و بسیار سمی است تولید می‌کنند،. برهمکنش‌ بین این سولفید و اکسید آهن (III) - اساساً زنگ آهن - به کنترل سطح سولفید کمک می نماید. تاکنون دانشمندان بر این باور بودند که این فرآیند فقط از طریق واکنش‌های شیمیایی که حاصل آن عنصر گوگرد و مونوسولفید آهن (FeS) می باشد رخ می‌دهد. این ماده معدنی سیاه مسئول رنگ تیره ماسه‌های ساحلی در مناطق کم‌اکسیژن است.

الکساندر لوی، رهبر گروه تحقیقاتی در CeMESS، مرکز علوم میکروبیولوژی و سیستم‌های محیطی در دانشگاه وین، می‌گوید: «ما نشان دادیم که این واکنش اکسیداسیون-احیا که از نظر زیست‌محیطی اهمیت فراوانی دارد، صرفاً شیمیایی نیست بلکه میکروارگانیسم‌ها نیز می‌توانند از آن برای رشد خود استفاده کنند».

کشف این تیم، شکل جدیدی از تولید انرژی میکروبی به نام MISO را آشکار می سازد. این فرآیند، احیاء اکسید آهن (III) را با اکسیداسیون سولفید مرتبط می‌کند. برخلاف یک واکنش کاملاً شیمیایی، MISO مستقیماً سولفات تولید نموده و مراحل میانی چرخه گوگرد را حذف می‌کند. مارک موسمن، دانشمند ارشد CeMESS، می‌افزاید: «باکتری‌های MISO سولفید سمی را حذف کرده و می توانند به جلوگیری از گسترش به اصطلاح «مناطق مرده» در محیط‌های آبی کمک کنند، در حالی که دی اکسید کربن را نیز شبیه گیاهان برای رشد تثبیت می‌کنند».

فرآیندی سریع و گسترده که سیاره را شکل می‌دهد

در آزمون های آزمایشگاهی، محققان دریافتند که واکنش MISO که توسط میکروب‌ها انجام می‌شود، سریع‌تر از همان واکنش وقتی که به صورت شیمیایی رخ می‌دهد، اتفاق می‌افتد. این نشان می‌دهد که میکروارگانیسم‌ها احتمالاً نیروی اصلی پشت این دگرگونی در محیط‌های طبیعی هستند. سونگ-کان چن، نویسنده مسئول مقاله، توضیح می‌دهد: «باکتری‌ها و آرکئی‌های متنوع دارای ظرفیت ژنتیکی MISO بوده و در طیف وسیعی از محیط‌های طبیعی و ساخته دست بشر یافت می‌شوند».

طبق این مطالعه، فعالیت MISO در رسوبات دریایی می‌تواند مسئول حداکثر ۷٪ از کل اکسیداسیون سولفید به سولفات در جهان باشد. این فرآیند با جریان مداوم آهن واکنش‌پذیر که از رودخانه‌ها و ذوب یخچال‌های طبیعی وارد اقیانوس‌ها می گردد، تقویت می‌شود. تحقیق حاضر که توسط صندوق علمی اتریش (FWF) به عنوان بخشی از خوشه پیشران «میکروبیوم‌ها محرک سلامت سیاره» پشتیبانی می‌شود، مکانیسم بیولوژیکی جدیدی را شناسایی نموده است که چرخه گوگرد، آهن و کربن را در محیط‌های بدون اکسیژن با یکدیگر مرتبط می سازد.

الکساندر لوی در پایان می‌گوید: «این کشف، نبوغ متابولیک میکروارگانیسم‌ها را نشان داده و نقش ضروری آنها را در شکل‌دهی چرخه‌های جهانی عناصر زمین برجسته می سازد».

  • ali ghavampour

سرطان، دیابت و چاقی دیگر فقط مشکلات جوامع بشری نیستند بلکه در سراسر قلمرو جانوران در حال گسترش می باشند.

در سراسر سیاره، جانوران به شکل فزاینده‌ای از بیماری‌های مزمنی که زمانی فقط در انسان‌ها دیده می‌شد، رنج می‌برند. گربه‌ها، سگ‌ها، گاوها و حتی موجودات دریایی با افزایش نرخ سرطان، دیابت، آرتروز و چاقی روبرو هستند - بیماری‌هایی که با همان عوامل مؤثر بر انسان یعنی ژنتیک، آلودگی، تغذیه نامناسب و استرس مرتبط می باشند. یک مطالعه جدید به سرپرستی محققین دانشگاه کشاورزی آتن، مدلی یکپارچه ارائه داده است که این بیماری‌ها را در بین گونه‌ها مرتبط می‌کند.از حیوانات خانگی گرفته تا لاک‌پشت‌های دریایی، جانوران امروزه به همان بیماری‌های مزمنی مبتلا می‌شوند که انسان‌ها نیز با آن ها درگیر هستند. دانشمندان می‌گویند این بیماری‌ها نشان می‌دهند که چگونه تغییرات اقلیمی، آلودگی و سبک زندگی مدرن، سلامت را در سراسر سیاره تغییر داده است.

در سراسر جهان، طیف گسترده‌ای از حیوانات، از جمله حیوانات خانگی، انواع دام‌ و گونه‌های دریایی، در حال ابتلا به مشکلات جدی سلامتی مانند سرطان، چاقی، دیابت و بیماری‌های تحلیل برنده مفاصل هستند. این بیماری‌های مزمن غیرواگیر (NCDs) به طور فزاینده‌ای رایج شده اند، اما جامعه علمی هنوز فاقد تحقیقات گسترده و میان‌رشته‌ای است که توضیح دهد چرا این بیماری‌ها در بسیاری از گونه‌ها در حال افزایش می باشند. درک این روندها به این دلیل ضروری است که همان عواملی که بر سلامت حیوانات تأثیر گذار هستند، اغلب بر انسان‌ها نیز مؤثرند.

اخیرا مطالعه ای در زمینه تحلیل ریسک، رویکرد مفهومی جدیدی را معرفی نموده که برای بهبود نظارت و مدیریت بیماری‌های مزمن در حیوانات طراحی شده است. این تحقیق که توسط آنتونیا ماتاراگا، دانشمند علوم دامی از دانشگاه کشاورزی آتن، سرپرستی می‌شود، مدل ارزیابی ریسک مبتنی بر شواهد ارائه داده است. این چارچوب نه تنها از سلامت در حوزه دامپزشکی پشتیبانی می‌کند، بلکه بینش‌هایی مرتبط با سلامت عمومی نیز ارائه می‌دهد، زیرا انسان‌ها و حیوانات افزایش مشابهی را در شیوع بیماری‌های مزمن تجربه می نمایند.

عوامل ژنتیکی و محیطی مؤثر بر بیماری

پس از بررسی نتایج تحقیقات انجام شده در مورد بیماری‌های غیرواگیر در حیوانات، ماتاراگا عوامل مؤثر متعددی را معرفی کرده است. استعداد ژنتیکی، خطر ابتلا به بیماری را در جمعیت‌های خاص افزایش می‌دهد. سگ‌ها و گربه‌هایی که به واسطه خصوصیات ظاهری انتخاب شده و یا  دام‌هایی که با هدف بهبود بهره وری در تولید پرورش داده شده‌اند، نرخ بالاتری از بیماری‌هایی مانند دیابت و اختلال در دریچه میترال را نشان می‌دهند. همچنین تأثیرات محیطی، از جمله رژیم غذایی نامناسب، فعالیت بدنی محدود و استرس طولانی مدت، بر کیفیت و زمان بروز این بیماری‌ها در گونه‌های مختلف تأثیر گذار است.

نمونه‌هایی از این الگوها در بسیاری از محیط‌ها یافت شده است. چاقی در بین گربه‌ها و سگ‌های خانگی شایع است، و در بررسی‌های اخیر تخمین زده شده که ۵۰ تا ۶۰ درصد آنها در دسته‌ی افراد دارای اضافه وزن قرار می‌گیرند، که این امر به افزایش سالانه‌ی دیابت گربه‌سانان کمک نموده است. در محیط‌های کشاورزی، حدود ۲۰ درصد از خوک‌های پرورش‌یافته به صورت متراکم به آرتروز استخوانی مبتلا می‌شوند.

جانوران دریایی نیز با چالش‌های مشابهی روبرو می باشند: در نهنگ‌های بلوگا سرطان‌های دستگاه گوارش گزارش شده، در حالی که ماهی سالمون پرورشی اقیانوس اطلس سندرم کاردیومیوپاتی را تجربه می‌کند. در حیات وحش ساکن در مصب‌های آلوده به مواد شیمیایی صنعتی مانند هیدروکربن‌های آروماتیک چند حلقه‌ای (PAHs) و بی‌فنیل‌های پلی‌کلرینه (PCBs) میزان تومور کبدی از  15 تا 25 درصد نشان داده شده است.

تغییرات محیطی خطر بیماری را تشدید می‌کند

دگرگونی‌های زیست‌محیطی ناشی از فعالیت‌های انسانی، این تهدیدات را تشدید نموده است. توسعه شهری، اختلالات اقلیمی، تغییر کاربری اراضی و از بین رفتن تنوع زیستی، فراوانی و شدت مواجهه با عوامل مضر را افزایش داده است. گرم شدن اقیانوس‌ها و تخریب اکوسیستم‌های مرجانی با افزایش میزان تومور در لاک‌پشت‌های دریایی و ماهی‌ها مرتبط می باشد. در شهرها، افزایش دما و کیفیت پایین هوا به چاقی، دیابت و اختلالات ایمنی در حیوانات خانگی منجر شده، در حالی که رواناب‌های آلوده به مواد شیمیایی و نیز آلودگی هوا بر عملکرد غدد درون‌ریز در پرندگان و پستانداران تأثیر گذاشته است.

ماتاراگا معتقد است: «با افزایش سرعت ظهور بیماری‌ها به واسطه تغییرات محیطی، فقدان سیستم‌های تشخیص زودهنگام، تشخیص بیماری‌های غیرواگیر در حیوانات را با تأخیر بیشتری مواجه ساخته است. در حالی که نهادهایی مانند سازمان بهداشت جهانی داده‌های گسترده‌ای در مورد مرگ و میر ناشی از بیماری‌های غیرواگیر در انسان‌ ارائه می‌دهند، آمار مشابه و دقیق برای جمعیت های جانوری به ندرت در دسترس است. این نشان دهنده نیاز به تحقیقاتی جامع‌تر و نظارت بیشتر در سلامت جانوران برای درک بهتر و رسیدگی به این چالش ها است».

درک الگوهای بیماری در گونه‌های مختلف

در این مطالعه شیوع بیماری‌های غیرواگیر در بین گروه‌های مختلف حیوانات ارزیابی و بررسی شده است که چگونه عوامل خطر خاص در ایجاد بیماری نقش دارند. این تحقیق استراتژی‌های کاهش ریسک را در چهار سطح پیشنهاد نموده است: فردی، جمعیتی (گله‌ای)، اکوسیستمی و سیاست گذاری. یافته‌ها، تغییرات اقلیمی، تخریب زیستگاه ها، آلودگی و عدم تعادل غذایی را به عنوان نیروهای اصلی افزایش آسیب‌پذیری در بین حیوانات خانگی، دام‌ و حیات وحش برجسته نموده اند.

پیوند بین رویکردهای سلامت یکپارچه (One Health) و بهداشت محیط

مدل ماتاراگا، چارچوب‌های « سلامت یکپارچه» را با  «سلامت اکوسیستم» ترکیب می‌کند، که هرچند هر دو بر ارتباط بین رفاه انسان، حیوان و محیط زیست تأکید دارند (اما معمولاً بطور مستقل ارزیابی می شوند). این مدل با کنار هم قرار دادن این دیدگاه‌ها، نشان می‌دهد که چگونه حساسیت بیولوژیکی (استعداد ژنتیکی) با فشارهای محیطی و اجتماعی-بوم‌شناختی در ایجاد بیماری تلاقی می نماید.

او امیدوار است که این رویکرد یکپارچه، نظارت هماهنگ‌تری را بر سلامت جانوران، انسان‌ها و اکوسیستم‌ها اعمال نموده و به شناسایی علائم هشداردهنده اولیه در زمینه افزایش بیماری‌های غیرواگیر کمک کند. با شناخت عوامل مشترک دخیل در بیماری‌های مزمن، محققان و سیاست‌گذاران می‌توانند برای کاهش خطرات بیماری در بین گونه‌های مختلف، مجهزتر باشند.

منبع:

Society for Risk Analysis

  • ali ghavampour

نوشته: Jenny Weitzman و Ramon Filgueira

دانشگاه: Dalhousie، کانادا

ترجمه: علی قوام پور

قسمت دوم

مقدمه:

ظرفیت تحمل (CC) را می‌توان به طور کلی به عنوان حداکثر میزان استفاده‌ای که یک اکوسیستم یا منطقه می‌تواند قبل از وقوع تخریب غیرقابل برگشت تحمل کند، توصیف نمود. با این حال، به دلیل تنوع در کاربردهای این مفهوم در رشته‌های مختلف، قائل شدن به یک تعریف جامع برای آن ممکن است نامناسب باشد (Sayre 2008). امروزه ظرفیت تحمل به اصطلاحی بسیار متداول در سیاست‌های زیست‌محیطی مدرن مبدل شده ؛ به ویژه به این دلیل که هم به عنوان مبنا و هم ابزاری برای عملیاتی نمودن توسعه پایدار در نظر گرفته می شود (Daly 1990; Daily & Ehrlich 1992; Graymore et al. 2010; Sala et al. 2015). در طول سال‌ها، مفهوم ظرفیت تحمل برای توصیف محدودیت‌های رشد جمعیت‌های طبیعی، محاسبه‌ی میزان استفاده از منابع توسط جوامع بشری و سیاست های مدیریت زیست‌محیطی در زمینه‌هایی همچون گردشگری، کشاورزی و آبزی‌پروری مورد استفاده قرار گرفته است (Chapman & Byron 2018).

طی 30 سال گذشته، تولید جهانی آبزی‌پروری به سرعت گسترش یافته و برای اولین بار در سال 2014 از نظر محصولات دریایی مأکول از صید پیشی گرفته است (FAO 2016). آبزی‌پروری اکنون به صنعتی نویدبخش برای تأمین نیاز رو به رشد غذا در سراسر جهان تبدیل شده است (Naylor 2016). با این حال، رشد این صنعت با بروز اثرات جانبی زیست‌محیطی و تعارضات اجتماعی نیز همراه بوده که ممکن است بر ظرفیت اکوسیستم ها برای ارائه کالا و خدمات به شیوه‌ای پایدار تأثیر گذار باشد (Primavera 2006; Edwards 2015). لذا قانون‌گذاران و سایر نهادها به طور فزاینده‌ای به درک و ارزیابی ظرفیت تحمل مرتبط با آبزی‌پروری در زمینه تأمین و دستیابی به اهداف متنوع و موضوعات مدیریتی، از جمله کاهش تأثیر زیست‌محیطی صنعت و بهینه‌سازی تولید، علاقه‌مند شده‌اند. علاوه بر این ظرفیت برد به عنوان ابزاری امید بخش برای پیشبرد مدیریت جامع آبزی‌پروری مبتنی بر اکوسیستم پیشنهاد شده است (Ross و همکاران، ۲۰۱۳).

اگرچه رویکرد آبزی پروری مبتنی بر اکوسیستم، درجات متفاوتی از پذیرش و انطباق توسط گروه‌های دست اندرکار را نشان می دهد (Brugere  و همکاران، ۲۰۱۸). بعلاوه، فقدان چارچوبی روشن برای عملیاتی نمودن ظرفیت برد در تصمیم‌گیری‌های جامع همچنان مشهود است.

هدف از این متن، بررسی مقالات مرتبط با ظرفیت تحمل برای آبزی‌پروری (با رویکرد انتقادی) و برجسته کردن روش‌ها و قابلیت‌های آن در پشتیبانی از تصمیم‌گیری های مربوط به آبزی پروری مبتنی بر اکوسیستم می باشد. این مقاله با مرور متون علمی دست اول و یا ارجاعی، مبانی نظری و کاربردهای ظرفیت برد را در مقیاسی جامع بررسی و چگونگی تعریف و اندازه‌گیری ظرفیت تحمل را در زمینه‌های مختلف آبزی‌پروری مرور نموده است. این رویکرد تطبیقی، مبنایی را برای شناسایی چالش‌ها و مضامین مشترک و پیشنهاد یک دستور کار تحقیقاتی برای ارتقاء میزان استفاده از ظرفیت تحمل در تصمیم‌گیری های مربوطه فراهم خواهد نمود.

  • ali ghavampour

فرهنگ آبزیستان (2)

چهارشنبه, ۲۹ آبان ۱۴۰۴، ۱۱:۴۲ ق.ظ

از ماه قبل، مبحث جدیدی رو به مطالب سریالی وبلاگ اضافه کرده و نام اون رو فرهنگ آبزیستان گذاشتم. در این رشته مباحث، به دلیل علائق شخصی، تلاش دارم، سابقه تاریخی، فرهنگی و اغلب آئینی رو در منابع مختلف جستجو نموده و خلاصه ای از اونا رو در وبلاگ قرار بدم. در اینجا نیز، دومین مطلب از این سلسله مباحث رو می تونید از طریق لینک ذیل، دانلود و مطالعه بفرمائید. امیدوارم مورد توجه و پسند شما قرار بگیره.

لینک دانلود

  • ali ghavampour

مدل اکوادوری و مدل آسیائی در پرورش میگو

يكشنبه, ۲۶ آبان ۱۴۰۴، ۱۰:۳۶ ب.ظ

مجله آبزی پروری آسیا اقیانوسیه، یکی از نشریاتی است که هر دوماه یکبار، تقریبا تمامی رویدادها و بعضا مقالات مرتبط با صنعت آبزی پروری را در آسیا پوشش می دهد. در شماره اخیر این مجله، گزارش جالبی به قلم سردبیر آن، خانم Zuridah Merican از میز گرد TARS 2025 در تایلند منتشر گردیده که نکات آموزنده ای در آن آورده شده است. به همین دلیل، تصمیم گرفتم این سرمقاله را ترجمه و در وبلاگ آبزیستان به اشتراک بگذارم. امیدوارم مورد استفاده علاقمندان واقع شود. 

لینک دانلود

  • ali ghavampour

ملاحظات کیفی خاک برای آبزی پروری (10)

جمعه, ۱۷ آبان ۱۴۰۴، ۱۰:۴۵ ب.ظ

با سلام

فایلی که لینک دسترسی به آن را ذیل این مطلب مشاهده می کنید، به قسمت دوم از ویژگی های شیمیائی خاک پرداخته است. امیدوارم مورد توجه شما عزیزان واقع شود.

لینک دانلود

  • ali ghavampour

اکوسیستم های آبزی پروری (5)

دوشنبه, ۱۳ آبان ۱۴۰۴، ۰۸:۲۴ ق.ظ

در این مطلب بخش پنجم از رشته مطالب اکوسیستم های آبزی پروری به حضور علاقمندان تقدیم می شود. در این بخش، به موضوع پرورش ماهی در قفس به ویژه با نگاه به این صنعت در مالزی پرداخته شده است. امیدوارم مورد توجه شما واقع شود.

لینک دانلود

  • ali ghavampour

اخیرا مطالعه ای درازمدت، رفتار نهنگ ها را در ارتباط با ترافیک و تردد کشتی ها مورد بررسی قرار داده و بر این اساس مشخص شده که اصوات منتشر شده توسط کشتی ها می تواند بر ارتباط صوتی و رفتار تغذیه ای این موجودات اثر گذاشته و در نهایت بقا و تولیدمثل آن ها را با چالش مواجه کند. به گزارش ساینس دیلی، نهنگ ها تحت تاثیر صدای کشتی ها، مجبور شده اند بلندتر اما در دفعات کمتر از خود صدا تولید نمایند و شیرجه های حیاتی به اعماق برای تغذیه در آن ها با اختلال مواجه گردیده است.

اما خبر خوب این است که این مشکل قابل حل می باشد چرا که همزمان با این مطالعه تاثیر کاهش سرعت کشتی ها و نیز طراحی مجدد پروانه ها به منظور کاستن از صدای این ادوات نشان داد تأثیرات سوء یاد شده بر نهنگ ها نیز کاهش می یابد. 

  • ali ghavampour

بیش از یک دهه ضبط صدای آواز نوعی ماهی هامور، دیدگاه نوینی در خصوص چگونگی استفاده از صوت برای نظارت و مدیریت جمعیت‌های آسیب‌پذیر ماهی‌ها ارائه می‌دهد. این تحقیق توسط موسسه اقیانوس‌شناسی Harbor Branch دانشگاه فلوریدا بر روی گونه ای از ماهی هامور (Epinephelus guttatus)، انجام شده است.

این ماهی، هرمافرودیت‌ protogynous است که چرخه حیات خود را به عنوان ماده آغاز می‌کنند و بعداً به نر تبدیل می‌شود. هر زمستان، آنها بیش از 30 کیلومتر را به مناطق ساحلی سفر می‌کنند تا در زیر نور ماه کامل در گروه‌های بزرگ تخم‌ریزی کنند. نرها از صداهای ریتمیک و با فرکانس پایین برای جذب جفت و دفاع از قلمرو خود استفاده می‌کنند. این رفتار قابل پیش‌بینی، ماهی های Red hind را به ویژه در برابر صید بی‌رویه در طول فصل تخم‌ریزی آسیب‌پذیر می سازد.

محققان چند دانشگاه و مرکز تحقیقاتی، به جای روش‌های سنتی، بررسی رفتار تولید مثلی این ماهی ها  را با استفاده از پایش صوتی غیرفعال ( passive acoustic monitoring) انجام دادند. این تکنیک، امکان نظارت مداوم و طولانی‌مدت بر رفتار تولیدمثلی را حتی در مناطق دورافتاده یا صعب‌العبور، بدون ایجاد اختلال در رفتار حیوانات یا زیستگاه آنها فراهم می‌کند.

برای تحقیق بر چگونگی تغییر رفتار تولید مثلی گونه ماهی هامور یاد شده در طول زمان، محققان بیش از ۲۰۰۰ ساعت صداهای ضبط شده زیر آب در یک منطقه  تخم‌ریزی در سواحل غربی پورتوریکو را که از سال ۲۰۰۷ به طور مداوم مورد بررسی قرار گرفته شده بود، تجزیه و تحلیل نمودند.

این ماهی ها دو نوع صدا از خود تولید می کنند- یکی برای جفت‌گیری و دیگری برای دفاع از قلمرو. ردیابی این صداها در طول زمان به محققان این امکان را داد تا تغییرات ظریف در رفتار تخم‌ریزی و پویایی جمعیت را تشخیص دهند.

نتایج این تحقیق، که در مجله علوم دریایی ICES منتشر شده است، یکی از طولانی ترین و بی‌وقفه‌ترین مجموعه داده‌های صوتی است که تاکنون برای یک گونه ماهی مناطق مرجانی جمع‌آوری شده است.

این تجزیه و تحلیل، الگوی فصلی ثابتی را در فعالیت تخم‌ریزی ماهی ها تایید کرد که با چرخه‌های قمری (Lunar cycles) بسیار هماهنگ بود. با این حال، یکی از قابل توجه‌ترین یافته‌ها، تغییر قابل توجه در تعادل آوازهای مختلف در طول دوره ۱۲ ساله بود. بین سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۷، صداهای مرتبط با جفت‌گیری بیشتر از نوع دیگر شنیده می شد. اما از سال ۲۰۱۸، صداهای مرتبط با رقابت و رفتار قلمروطلبانه غالب و به تقریباً سه برابر نغمه های جفت گیری در طول دوره مطالعه رسید.

دکتر لوران چروبین، نویسنده اصلی و استاد پژوهشی در FAU، می گوید: «این تغییر می‌تواند نشان‌دهنده تغییراتی همچون افزایش تعداد نرهای مسن‌تر یا غالب‌تر، تغییر در نسبت‌های جنسیتی یا حتی تغییر در منطقه تخم‌ریزی اصلی در جمعیت باشد.».

محققان همچنین در سال‌های اخیر شاهد اوج‌های مکرر و چندگانه در تولید اصوات بوده‌اند که نشان می‌دهد طی سال های اخیر ممکن است تخم‌ریزی در هر چرخه قمری در روزهای بیشتری نسبت به گذشته انجام شود و می‌تواند پاسخی به تغییرات محیطی یا جمعیتی باشد.

چروبین معتقد است: « با نظارت مداوم و بلند مدت، می‌توان علائم هشدار دهنده اولیه - همچون تغییر در رفتار تخم‌ریزی یا استرس جمعیتی - را تشخیص داده و اطلاعات لازم را به مدیران انتقال تا قبل از اینکه خیلی دیر شود، استراتژی‌های حفاظتی را تطبیق دهند.».

در کانون این تحلیل، یک ابزار پیشرفته یادگیری ماشینی (Machine Learning) به نام FADAR (Fish Acoustic Detection Algorithm Research) قرار داشت.  این ابزار به تیم اجازه می داد تا انواع مختلف نغمه های جفت یابی را با سرعت و دقت فوق‌العاده‌ای تشخیص داده و از هم متمایز سازند.

به گفته چروبین به لطف FADAR، محققین، داده‌های صوتی ۱۲ سال را در عرض چند هفته پردازش و الگوهایی را کشف نمودند که یافتن آنها سال‌ها طول می‌کشید. این روش، تحولی اساسی در نظارت و مدیریت ذخایر ماهیان محسوب می شود. با استفاده از فناوری پیشرفته آکوستیک در یک منطقه مشخص، محققان می‌توانند تغییرات ایجاد شده در رفتار تولید مثلی و پویایی جمعیت را از راه دور تشخیص داده و علائم هشدار دهنده اولیه استرس را گزارش کنند. این نوع داده‌ها برای مدیریت ذخایر در تدوین استراتژی‌های حفاظت از مناطق تخم‌ریزی و ماهیگیری پایدار ضروری است.

منبع: سایت Science Daily

تاریخ انتشار: 23 سپتامبر 2025

 

  • ali ghavampour